دریافت . . . . . . نهجالبلاغه بخش خطبه ها ... .،،. ... دریافت . . . . . . نهجالبلاغه بخش نامهها
دریافت . . . . . . نهجالبلاغه بخش کلمات قصار
دریافت . . . . . . "انسان کامل از دیدگاه نهجالبلاغه" اثر علامه حسنزاده آملی
دریافت . . . . . . "تحریف قرآن" اثر علامه حسنزاده آملی
دریافت . . . . . . "انسان و قرآن" اثر علامه حسنزاده آملی
دریافت . . . . . . "گلشن راز" اثر شیخ محمود شبستری
اتل متل يه بازی
بازی يی بچهگونه
از آقاجون نشسته
تا کوچولوی خونه
اول عمو نشسته
بعد زنعمو فريده
بعد مامان و آقاجون
بعد بابا و سعيده
مامانبزرگ کنارش
بعد عمهجون خجسته
بعد هم شوهر عمه که
سوخته ، کنار نشسته
همين طوری که میخوند
رسيد به پای باباش
با دست روی پاهاش زد
تقّی صدا کرد پاهاش
يک دفعه رنگش پريد . . .
ادامه مطلب
يكى از خدمات ارزشمند امام سجّاد(عليه السلام)، رسيدگى به درماندگان، يتيمان، تهيدستان و بردگان بودهاست.روايت شده است كه آن حضرت، هزينه زندگى صد خانواده تهيدست را عهده دار بود.
گروهى از اهل مدينه، از غذايى كه شبانه به دستشان مىرسيد، گذران معيشت مىكردند، امّا آورنده غذا را نمىشناختند.پس از در گذشت على بن الحسين(عليهماالسلام) متوجّه شدند كه آن شخص، امام زين العابدين(عليه السلام) بوده است.
او شبانه به صورت ناشناس، انبان نان و مواد غذايى را خود به دوش مىكشيد و به در خانه فقيران و بينوايان مىبرد و مىفرمود: «صدقه پنهانى آتش خشم خدا را خاموش مىسازد».
اهل مدينه مىگفتند: ما صدقه پنهانى را هنگامى از دست داديم كه على بن الحسين در گذشت.
او در طول سالها به قدرى انبان حاوى آرد و ديگر مواد غذايى را به دوش كشيده و به در خانه فقيران برده بود كه شانه اش پينه بسته بود، به طورى كه پس از شهادت او، هنگام غسل دادن جنازه اش ، جلب توجّه مىكرد.
على بن طاووس در كتاب اقبال الاعمال، ضمن بيان اعمال ماه رمضان مىنويسد: علىبن الحسين(عليهالسلام) شب آخر ماه رمضان، بيست نفر برده را آزاد مىكرد و مىفرمود: «دوست دارم خداوند ببيند كه من در دنيا بردگان خود را آزاد مىكنم، بلكه مرا در روز رستاخيز از آتش دوزخ آزاد سازد.»او هيچ خدمتكارى را بيش از يك سال نگه نمىداشت، وقتى كه برده اى را در اوّل يا وسط سال به خانه مىآورد، شب عيد فطر او را آزاد مىساخت.بردگان سياه پوست را مىخريد و آنان را در مراسم حجّ، به عرفات مىآورد و آن گاه به سوى مشعر كوچ مىكرد، آنان را آزاد مىكرد و جوايز مالى به آنان مىداد.تا آنجا كه در شهر مدينه گروه عظيمى از بندگان و كييزان، آزاد شده آن حضرت بودند و آنان هم بعد از آزادى، پيوند معنوى خود را با امام(عليه السلام) قطع نمىكردند.
الشيعه
این یک برنامه کم حجم و مفید (البته برای بعضیا) برای تبدیل تاریخ شمسی و قمری و میلادی به یکدیگره که از لینک زیر به طور مستقیم میتونید دانلود کنید.این برنامه محصول مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور) هست.
ولادت حضرت اباالفضل(عليهالسلام)
ولادت نخستين فرزند امّ البنين، در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجری در مدينه بود تولّد عباس، خانه علی(عليهالسلام) و دل مولا را روشن و سرشار از اميد ساخت، چون حضرت میديدند در كربلايی كه در پيش است، اين فرزند، پرچمدار و جان نثار آن فرزندش خواهد بود وعباسِ علی، فدای حسينِ فاطمه(علیهمالسلام) خواهد گشت.
وقتی به دنيا آمد حضرت علی(عليهالسلام) در گوش او اذان و اقامه گفت، نام خدا و رسول را بر گوش او خواند و او را با توحيد و رسالت و دين، پيوند داد و نام او را عباس نهاد. در روز هفتم تولّدش طبق رسم و سنّت اسلامی گوسفندی را به عنوانِ عقيقه ذبح كردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند.
آن حضرت، گاهی قنداقه عبّاس خردسال را در آغوش میگرفت و آستينِ دستهای كوچک او را بالا میزد و بر بازوان او بوسه میزد و اشك میريخت. روزی مادرش امّالبنين كه شاهد اين صحنه بود، سبب گريه امام را پرسيد. حضرت فرمود: اين دستها در راه كمك و نصرت برادرش حسين، قطع خواهد شد؛ گريهی من برای آن روز است
تربيت حضرت اباالفضل(عليهالسلام)
عبّاس در خانه علی(عليهالسلام) و در دامان مادرِ با ايمان و وفادارش و در كنار حسن و حسين (عليهماالسلام) رشد كرد و از اين دودمان پاك و عترتِ رسول، درسهای بزرگ انسانيت و صداقت و اخلاق را فرا گرفت.
تربيت خاصّ امام علی(عليهالسلام) بی شک، در شكل دادن به شخصيت فكری و روحی بارز و برجسته اين نوجوان، سهم عمدهای داشت و درک بالای او ريشه در همين تربيتهای والا داشت.
عبّاس، نجابت و شرافت خانوادگی داشت و از نفسهای پاک و عنايتهای ويژه علی(عليهالسلام) و مادرش امّ البنين برخوردار شده بود. امّ البنين هم نجابت و معرفت و محبّت به خاندان پيامبر را يكجا داشت و در ولا و دوستی آنان، مخلص و شيفته بود. از آن سو نزد اهل بيت هم وجهه و موقعيّت ممتاز و مورد احترامی داشت. اين كه زينب كبری پس از عاشورا و بازگشت به مدينه به خانه او رفت و شهادت عبّاس و برادرانش را به اين مادرِ داغدار تسليت گفت و پيوسته به خانه او رفت و آمد میكرد و شريک غمهايش بود، نشانِ احترام و جايگاه شايسته او در نظر اهلبيت بود.
چهارده سال از عمر عبّاس در كنار علی(عليهالسلام) گذشت، دورانی كه علی(عليهالسلام) با دشمنان درگير بود. گفته اند عبّاس در برخی از آن جنگها شركت داشت، در حالی كه نوجوانی در حدود دوازده ساله بود، رشيد و پرشور و قهرمان كه در همان سنّ و سال حريف قهرمانان و جنگاوران بود. علی(عليهالسلام) به او اجازه پيكار نمیداد، به امام حسن و امام حسين(عليهماالسلام) هم چندان ميدانِ شجاعت نمايی نمیداد. اينان ذخيره های خدا برای روزهای آينده اسلام بودند و عبّاس میبايست جان و توان و شجاعتش را برای كربلای حسين نگه دارد و علمدار سپاه سيدالشهدا(عليهالسلام) باشد.
ازدواج حضرت اباالفضل(عليهالسلام)
عباس(علیهالسلام) چند سال پس از شهادت پدر در سنّ هجده سالگی ...
ادامه مطلب
در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومين فرزند برومند حضرت على و فاطمه(علیهماالسلام)،در خانهى وحى و ولايت، چشم به جهان گشود.چون خبر ولادتش به پيامبر اکرم(صلیاللهعلیهواله) رسيد، به خانه ى حضرت على و فاطمه(علیهماالسلام) آمد و أسماء را فرمود تا كودكش را بياورد. أسماء او را در پارچه اى سپيد پيچيد و خدمت رسول اكرم(صلیاللهعلیهواله) برد ، آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت.
به روزهاى اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش، امين وحى الهى، جبرئيل، فرود آمد و گفت: «سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر كوچك هارون (شبير)كه به عربى«حسين» خوانده مىشود، نام بگذار.چون على(علیهالسلام) براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است جز آنكه تو خاتم پيغمبران هستى». و به اين ترتيب نام پر عظمت «حسين» از جانب پروردگار، براى دومين فرزند فاطمه انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش، فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقيقه كشت، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد.
از ولادت حسين بن على(علیهماالسلام) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله(صلیاللهعلیهواله) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفى كه پيامبر راستين اسلام(صلیاللهعلیهواله) درباره حسين(علیهالسلام) ابراز مىداشت، به بزرگوارى و مقام شامخ پيشواى سوم آگاه شدند.
سلمان فارسى مىگويد: ديدم كه رسول خدا(صلیاللهعلیهواله) حسين(علیهالسلام) را بر زانوى خويش نهاده او را می بوسيد و مى فرمود: «تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى، تو حجت خدا و پسر حجتخدا و پدر حجتهاى خدايى كه نه نفرند و خاتم ايشان، قائم ايشان (امام زمان(عجلاللهتعالیفرجهالشریف)) مى باشد».
انس بن مالك روايت مىكند: وقتى از پيامبر پرسيدند كدام يك از اهل بيت خود را بيشتر دوست مىدارى، فرمود: «حسن و حسين را»، بارها رسول گرامى حسن و حسين را به سينه مىفشرد و آنان را مىبوييد و مىبوسيد.
ابو هريره كه از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است در عين حال اعتراف مىكند كه: رسول اكرم(صلیاللهعلیهواله) را ديدم كه حسن و حسين(علیهماالسلام) را بر شانههاى خويش نشانده بود و به سوى ما می آمد، وقتى به ما رسيد فرمود: «هر كس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است».
عالىترين، صميمىترين و گوياترين رابطهى معنوى و ملكوتى بين پيامبر و حسين(علیهماالسلام) را می توان در اين جمله ى رسول گرامى اسلام(صلیاللهعلیهواله) خواند كه فرمود: «حسين از من و من از حسينم».
تبیان
هنگامی كه ابوطالب پدر بزرگوار علی(عليه السلام) (اواخر سال دهم بعثت) از دنيا رفت، علی(عليهالسلام) به حضور پيامبر(صلیاللهعلیهواله) آمد و به او خبر داد. پيامبر(صلیاللهعلیهواله) از اين خبر، فوق العاده ناراحت شد و اندوهی جانكاه سراسر وجود وی را فراگرفت. به علی(عليه السلام) فرمود: « برو امور غسل و حنوط و كفن او را انجام بده، سپس وقتی او را در تابوت گذاشتی، مرا با خبر كن.»
علی(عليهالسلام) اين دستورات را انجام داد، وقتی كه جنازه ابوطالب را در تابوت گذارد، به حضور پيامبر(صلیاللهعلیهواله) آمد و جريان را به عرض رساند . وقتی پيامبر(صلیاللهعلیهواله) كنار جسد ابوطالب آمد و چشمش به تابوت افتاد سخت متأثر گرديد و قطرات اشك از چشمهايش سرازير شد، و خطاب به ابوطالب فرمود: «تو به خوبی صله رحم كردی، به جزای خير نائل شدی، سرپرستی از كودك يتيم كردی، و او را بزرگ نمودی و از بزرگ، حمايت و ياری كردی»، سپس به جمعيت حاضر رو كرد و فرمود :
لأشفعن لعمي شفاعة يعجب بها الثقلين
« قطعاً از عمويم شفاعتی خواهم نمود كه همه جن و انس ، از آن تعجب كنند »
امام حسين(عليه السلام) نقل مي كند : پدرم علی(عليه السلام) در رَحْبَةْ (ميدان معروف كوفه) نشسته بود ، و مردم به گردش حلقه زده بودند، مردی برخاست و به علی(عليه السلام) گفت: « اي امير مؤمنان! تو در چنين مقام ارجمندی از ناحيه خدا هستی ولی پدرت در آنش دوزخ میسوزد؟»
اميرمؤمنان فرمود:
فض الله فاك ، والذي بعث محمداً بالحق نبياً لو شفع أبي في كل مذنب علي وجه الارض لشفعه الله ...
«خدا دهانت را بشكند، سوگند به خداوندی كه محمد(صلیاللهعلیهواله) را برانگيخت، اگر پدرم از همه گنهكاران زمين شفاعت كند، خداوند شفاعت او را میپذيرد...»
سپس فرمود: « آيا پدرم در آتش است و پسر او تقسيم كننده بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ است، سوگند به پيامبر(صلیاللهعلیهواله) نور ابوطالب در روز قيامت ، نورهای همه خلايق را تحت الشعاع قرار میدهد ، جز نور محمد و فاطمه و حسن و حسين و امامان معصوم(علیهمالسلام) از فرزندانش، آگاه باشيد كه نور ابوطالب از نور ماست كه خداوند دو هزار سال قبل از آفرينش آدم(علينبیناوالهوعلیهالسلام) آن را آفريده است.»
مکتبالثقلین
پيامبر(صلیاللهعلیهواله) چون میخواست به مجلسی وارد شود و با مردم ملاقات کند، به آراستگی ظاهر خويش توجه وافری داشت، در آينه مینگريست، موها و محاسن مبارکش را شانه میزد، لباس تميز و مرتب میپوشيد و چنان خويش را معطر میساخت که از مسافتی دور بوی خوش عطر آن حضرت به مشام میرسيد.
يکی از ياران پيامبر(صلیاللهعلیهواله) می گفت: «قبل از اين که حضرت به مسجد وارد شود، ما خبردار مي شديم ، زيرا بوی عطرش می پيچيد و ما را متوجه ورودش می ساخت.»
محبوب ترين عطرها نزد آن حضرت(صلیاللهعلیهواله) مشک بود. مشکدانی داشت که پس از هر وضو بلافاصله آن را بدست میگرفت و خود را معطر میساخت, در نتيجه چون خانه را ترک میکرد ، بوی خوش آن در معبر آن حضرت(صلیاللهعلیهواله) منتشر میشد.
از امام صادق(علیهالسلام) نقل است هزينهای که آن حضرت(صلیاللهعلیهواله) برای تهيه عطر می پرداخت بيش از آن مقداری بود که برای تهيه خوراک صرف می کرد.به طور کلی آن حضرت(صلیاللهعلیهواله) بوی خوش را دوست می داشت و از بوهای بد متنفر بود.
در روايتي به علی(علیهالسلام) فرمود: «يا علی! جمعه ها خود را خوشبو کن، زيرا اين سنت من است و تا زمانی که بوی آن از تو نمايان باشد، برايت حسنه می نويسند.»
امام صادق(علیهالسلام) در روايت ديگری فرمود: «آن حضرت موهای خويش را چندان بلند نمینمود که محتاج فرق باز کردن باشد، جز در يک مورد و آن هنگامی بود که کفار قريش از ورود آن حضرت(صلیاللهعلیهواله) به مکه ممانعت کردند، چون حضرت احرام بسته بود و نمی خواست تقصير کند، تا سال بعد که حج به جای آورد همچنان موی خود را باقی گذارد و در اين دوران فرق خويش را از وسط باز مینمود».
خود آن حضرت(صلیاللهعلیهواله) فرمود: «خداوند دوست دارد هرگاه بندهاش میخواهد به ملاقات برادرانش بشتابد، خود را آماده نمايد و به جمال بيارايد».
به آراستگی موها سفارش میکرد و میفرمود:«سر و سيمای خويش را اصلاح کنيد،کسی از شما شارب (سبيل) خويش را بلند نکند، زيرا شارب بلند پناهگاه شيطان (ميکروب) خواهد بود. گرفتن شارب آن چنان که لب آشکار شود سنت است. کسی که موی دارد، يا آن را کوتاه کند و يا به خوبی سامان دهد. شانه زدن مستحب است و برای هر نماز ـ واجب يا مستحب ـ پاداش دارد.»
پيامبر(صلیاللهعلیهواله) به مردی نگريست که محاسن بلندی داشت، فرمود: «چه می شد اگر محاسنش را اصلاح می کرد؟» خبر به آن مرد رسيد. محاسنش را اصلاح کرد که نه بلند بود و نه کوتاه. سپس به به ديدار آن حضرت(صلیاللهعلیهواله) آمد. پيامبر(صلیاللهعلیهواله) با ديدنش با ياران فرمود: «اين گونه اصلاح کنيد.»
می فرمود: «لباس های خود را بشوئيد، موهای خود را کوتاه کنيد، مسواک بزنيد، آراسته و پاکيزه باشيد, زيرا يهوديان چنين نکردند و همسرانشان بدکاره شدند.» از مردان می خواست تا ناخن هايشان را کوتاه کنند و از زنان می خواست تا ناخن هايشان را بلند نمايند و آن را زينت و آرايش می دانست.
به بانوان اجازه داده بود تا موی سر خويش را رنگ بزنند و دستان خود را خضاب کنند تا دستانشان مانند دست مردان زمخت نباشد و نزد شوهران خود آراسته باشند.
رسول خدا(صلیاللهعلیهواله) در تفسير زينت در آيه «خذو زينتکم عند کل مسجد» فرمود: مراد شانه است. شانهزدن روزی را فراوان میکند، موی را نيکو می سازد، حاجت را روا می کند، نيروی مردانگی را تقويت مینمايد، بلغم را برطرف میکند و برهوش انسان میافزايد.
پرسمان
از زشتی کردار دگر خسته شدیم / محتاج دو پیمانه معرفتیم
*) اگر حجاب ظهورت حضور من است ، دعا کن بمیرم چرا نمیآیی (السلام علیک یا اباصالح)
*) هر مولودی را از محل تولدش میشناسند، نمیدانم چگونه علی را از حق دور میدانند
*) عمریست که از حضور او جا ماندیم ... در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا که ما برگردیم ... ماییم که در غیبت کبری ماندیم
*) ظاهر شود آن شه اگر، شمشیر حیدر بر کمر --- دستار پیغمبر به سر، دست خدا در آستین
دیاری از این ملحدان، باقی نماند در جهان --- ایمن شود روی زمین، از جور و ظلم ظالمان
*) با همه خلق جهان گر چه از آن . . . بیشتر بی ره و کمتر به ره اند
آنچنان زی که بمیری برهی . . . نه چنان زی که بمیری برهند
*) از آن روزی که ما را آفریدی ... به غیر از معصیت چیزی ندیدی
خداوندا به حق هشت و چارت ... ز ما بگذر ، شتر دیدی ندیدی
*) به چشمانت بیاموز که هرکس ارزش دیدن ندارد
*) کسی که اول است بهتر نیست، آن کس که بهتر است اول است (شهید بهشتی)
*) مبادا غافل شویم و روزمرگی ما را از حضور تاریخی خود غافل کند (شهیدآوینی)
--------------------------------------------------
منتظر پیامهای شما : ۰۹۳۶۶۱۰۳۱۴۴
ضمن عرض تسلیت شهادت امام موسی کاظم(علیهالسلام) و همچنین تبریک پیشاپیش عید مبعث: به اطلاع میرسونم که دامین جدید وبلاگ به آدرس www.delbaran.ir افتتاح شد و از این پس برای ورود به وبلاگ من از این آدرس میتونید استفاده کنید.
روزی هارون الرشید از بهلول پرسید: آخرت مرا چگونه میبینی؟
گفت:از این آیه میتوانی جای خود را در قیامت بدانی:"إن الأبرار لفی نعیم و إن الفجار لفی جحیم" (همانا نیکان در نعمتند و گنهکاران در دوزخ)
خلیفه گفت:پس قرابت من با رسول خدا(صلیاللهعلیهوالهوسلم) چه میشود؟
بهلول گفت: "إن نفخ فی الصور فلا أنساب بینهم" (هنگامی که در صور دمیده شود میانشان تباری نباشد)
هارون پرسید:پس شفاعت پیامبر(صلیاللهعلیهوالهوسلم) کجا میرود؟
گفت: آنکه به اولاد پیامبر(صلیاللهعلیهوالهوسلم) ستم کند از شفاعت او محروم است.
پرسید: از من چه ظلمی به اولاد پیامبر(صلیاللهعلیهوالهوسلم) رسیده است؟
گفت: چه ظلمی بالاتر از اینکه فرزند رسول خدا، موسی بن جعفر(علیهماالسلام) را به زنجیر بستهای؟
خلیفه مدتی سر به زیر افکند، آنگاه پرسید: اگر توبه کنم پذیرفته میشود؟
گفت:ریاست و مقام آنچنان تو را غافل کرده است که اگر خود رسول خدا هم حاضر شود و تو را پند دهد، از اعمال زشت خود منصرف نخواهی شد. بیهوده وقت مرا میگیری!
این بگفت و از نزد خلیفه بیرون آمد.
قصههایبهلول
و باز گلی از بوستان فقاهت و تقوی پرپر شد و ما خاکیان را در سوگ سفر عرشی خود نشاند و خاطرات بیان شیرینش را ارزانی ما نمود
"...این روحانی عالیقدر از جملهی شخصیتهای نادری بود که در سراسر عمر با برکت و در مراحل گوناگون زندگی نورانی خویش منشأ برکات فراوان برای حوزهی علمیه و مردم مؤمن و اسوهی اخلاقی و عملی برای شاگردان و ارادتمندان خود بود.در دوران طاغوت جزو پیشگامان نهضت اسلامی و در دوران جمهوری اسلامی در شمار مجاهدان واقعی و معلم اخلاص و پرهیزگاری و پارسائی محسوب میگشت. رفتار و عمل او بیش از بیان شیرین و رسایش، دعوت کنندهی به ایمان و پارسائی و حق طلبی و حقگوئی بود. جایگاه رفیع او در نظام جمهوری اسلامی و ریاست مجلس خبرگان رهبری از آغاز تشکیل این مجلس که نشانهی حرمت و مکانت او در چشم نخبگان و علمای بزرگ و اساتید مبرّز روحانی کشور است، هرگز نتوانست در تواضع و فروتنی او یا در زندگی زاهدانه و دامن پاک او کمترین خدشهای وارد آورد..."
این مصیبت را به همه تسلیت میگویم
ضمن عرض تبریک به مناسبت میلاد امامالمتقین امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) و تبریک این روز خصوصا به پدران عزیز کلیپ زیر رو تقدیمتون میکنم:
به مناسبت اربعین حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(قدسسره) این کلیپ رو که بخشی از مراسم اعلام انزجار از عمل تروریستی تخریب حرم عسکریین(علیهماالسلام) میباشد و ایشان نیز به همراه جمعی دیگر از علما در آن شرکت دارند براتون گذاشتم.
بيا تو نسخه














این هم هدیه دوم به مناسبت روز میلاد امام علی(علیهالسلام)