تبليغاتX
دلبران
www.delbaran.ir
revayat50.blogfa.com
delbaran.321.cn


دریافت . . . . . . . . . . "یکصد و پنجاه درس زندگی" اثر آیت الله مکارم شیرازی

دریافت . . . . . . . . . . "وهابیت بر سر دو راهی" اثر آیت الله مکارم شیرازی

دریافت . . . . . . . . . . "شیعه پاسخ می‌گوید" اثر آیت الله مکارم شیرازی

دریافت . . . . . . . . . . "ارتباط با ارواح" اثر آیت الله مکارم شیرازی

دریافت . . . . . . . . . . "سیگار ، پدیده مرگبار عصر ما" اثر آیت الله مکارم شیرازی

دریافت . . . . . . . . . . "عاشــورا" اثر آیت الله مکارم شیرازی

دریافت . . . . . . . . . . "سفرنامه ناصر خسرو"

دریافت . . . . . . . . . . "ویندوز همیشه سر حال" اثر هاتوری هانزو

-------------------------------------------
برای خواندن کتب آیت الله مکارم ، بعد از باز کردن فایل زیپ بر روی فایل index.htm کلیک کنید

نوشته شده توسط محمد در 86/09/25لینک  | 


يكى از ويژگيهاى حضرت فاطمه(عليهاالسلام) اين بود كه آن بزرگوار در حفظ حريم خانواده، بويژه شوهرش فوق‏العاده حساس بود و تمام مشكلات و نارسائيها را تحمل نمود، ولى خم به ابرو نياورد و آبروى على(عليه‏السلام) را حفظ كرد.
با اينكه شخصيت فاطمه(عليهاالسلام) در جهان اسلام جايگاه خاصى داشته و دارد، ولى او در انتقال از خانه پدر به خانه‏ى شوهر، به يك خانه‏ى محقر و دورافتاده‏ى استيجارى كه صاحب آن حارثة بن نعمان بود، پناه برد و دور از هرگونه امكانات زندگى، با خاكهاى نرم، اتاق عروسى را صاف كرد و هرگز محروميت رفاهى را به رخ على نكشيد و به ديگران نگفت.
اميرالمؤمنين(عليه‏السلام) براى رفع گرسنگى خانواده‏اش، به سراغ خانه‏ى يك مرد يهودى به نام شمعون رفت و مشكل خود را با او در ميان گذاشت و از او مقدارى جو خواست، لذا چنين فرمود:
هل لك ان تعطينى جزة من الصفوف تغزلها لك ابنة محمد بثلاثة اصوع من شعير؟ قال: نعم، فاعطاه فجا بالصفوف والشعير و اخبر فاطمة(عليهاالسلام) فقبلت و اطاعت ثم عمدت....
آيا تو مقدارى از پشم را در برابر نه كيلو جو در اختيار من قرار مى‏دهى كه دختر پيامبر خدا- فاطمه‏ى زهرا- آن را برايت بريسد؟ شمعون گفت: بلى. آنگاه على(عليه‏السلام) پشم و جو را گرفت و به خانه آورد و جريان را به آن بانوى بزرگوار گفت، آن حضرت نيز كار استيجارى را پذيرفت، و شروع بكار كرد....
قابل توجه است كه فاطمه‏ى زهرا(عليهاالسلام) با آن همه شأن و جلالش، با چه مشكلاتى دست و پنجه نرم كرده و علاوه بر كارهاى سخت منزل، براى شخص يهودى نيز كار كرده و هرگز به رخ على(عليه‏السلام)نياورده و آبروى خانواده‏اش را حفظ نموده است.

یازهرا

نوشته شده توسط محمد در 86/09/21لینک  | 


محمد بن ريان نقل می‌كند: مأمون برای رسيدن به هدفش (بدنام كردن حضرت امام جواد(علیه‌السلام) ) همه نوع نيرنگی را در خصوص امام جواد(علیه‌السلام) به كار برد اما هيچ كدام از آنها برای وی سودی نداشت ؛به عنوان نمونه پس از به عقد درآوردن دخترش ام‌الفضل با امام جواد(علیه‌السلام)، صد كنيز زيبا را انتخاب كرد كه هر يک جامی پر از گوهر درخشان در دست داشتند .مامون به كنيزان دستور داد تا پس از نشستن حضرت در جايگاه دامادی به استقبال وی رفته و به او خوشامد گويند ،كنيزكان به سوی حضرت شتافتند و خوشامد گفتند ولی امام هيچ التفاتی به آنها نكرد .
در دربار مأمون مردی به نام مخارق كه ريشی بلند و صوتی خوش داشت و عود(نوعی آلت موسیقی)  می‌نواخت وجود داشت . وی به مأمون گفت : من توان آنرا دارم كه نقشه ات را ( وادار كردن حضرت به لهو و لعب) عملی سازم .
از اين‌رو در مقابل امام جواد(علیه‌السلام) نشست و شروع به خواندن آواز كرد. كسانی كه در آنجا حضور داشتند گرد مخارق حلقه زدند. هنگامی كه مخارق شروع به نواختن عود و آواز خوانی كرد، امام جواد(علیه‌السلام) سر مبارک خود را متوجه او كرد و بر وی نهیب زد و فرمود: "إتق الله يا ذالعثنون " از خدا بترس اي ريش بلند . دست مخارق از حركت ايستاد ، عود از دستش افتاد و ديگر هرگز نتوانست عود بنوازد. 
روزی مأمون از بلايی كه بر سر مخارق آمده بود از وی سئوال كرد . مخارق پاسخ داد چون امام جواد(علیه‌السلام) بر من نهيب زد چنان ترسی از هيبت او بر من مستولی شد كه دستم فلج شد و هرگز بهبود نيافت .

امام‌جواد(علیه‌السلام)

نوشته شده توسط محمد در 86/09/19لینک  | 


از امام حسين(عليه‌السلام) پرسيدند: يا ابن رسول الله روزگار را چگونه می‌گذرانی؟ فرمودند: روزگار را در حالتی می‌گذرانم كه پرودگار بزرگ ناظر بر اعمال من است و آتش جهنم را در پيش روی خود مشاهده می‌كنم ، مرگ در تعقيب من است و از گير حساب بازپسين رهايی ندارم و در گرو اعمال خويشتن می‌باشم. آنچه دلم بخواهد، نمی‌شود و قدرت دفع مكروهی از خويشتن ندارم. كارها در دست ديگری است، اگر اراده كند عذابم فرمايد و اگر بخواهد، مورد عفوم قرار می‌دهد ، بنابر اين كدام مسكين است كه از من درمانده‌تر باشد؟

تبیان

نوشته شده توسط محمد در 86/09/13لینک  |