*نه خرابهای نه جایی، نه به درد آشنایی ¤ چه کند اگر غریبی به دیار ما بیاید
به مراد خود نشد چون ، بگذار گم شود دل ¤ به چه کار خویش آمد که به کار ما بیاید
*خوشا مرغی که در کنج رضا با یاد صیادش ¤ چنان خرسند بنشیند که پندارند آزادش
نمیگویم فراموشم مکن گاهی به یاد آور ¤ اسیری را که میدانی نخواهی رفت از یادش
(عاشق)
*از بس که شکستم و ببستم توبه ¤ فریاد همی کند ز دستم توبه
دیروز به توبهای شکستم ساغر ¤ امروز به ساغری شکستم توبه
(سلمان ساوجی)
*ای دل نفسی مطیع فرمان نشدی ¤ وز کرده خویش پشیمان نشدی
صوفی و فقیه و زاهد و دانشمند ¤ این جمله شدی ولی مسلمان نشدی
*به هیچ چیز خدایا مرا مکن قادر ¤ مباد خست پنهان من شود ظاهر
(حیرتی)
*میزان در زهد ، دنیا داشتن یا نداشتن نیست ، بلکه میزان دل بستن یا نبستن است
(آیت الله بهجت)
*ایام جوانی شد و آن ناز شکست ¤ وز شهپر مرغ عمر پرواز شکست
بنشین بشین کدام رقص و چه سماع ¤ آن جلوه فرو نشست و آن ساز شکست
*خواهم ز خدا که بیولایم نکند ¤ غرق گنهم ولی رهایم نکن
یک خواسته دارم از خدای تو حسین ¤ در هر دو جهان از تو جدایم نکند
*کنیزکی ابوالعیناء را گفت: انگشتری خویش به من ده تا تو را به یاد دارم ، گفت: از اینکه ندادم مرا به یاد دار!
"کشکولشیخبهایی"
*چون بخارد پشت من انگشت من ¤ خم شود از بار منت پشت من
همتی کو تا نخارد پشت خویش ¤ وارهم از منت انگشت خویش
(مولوی)
*درون خانه خود هر گدا شهنشاهی ست ¤ قدم برون منه از حد خویش و سلطان باش
*آدمی باید که بیذوقی نباشد هیچگه ¤ لب اگر خندان نباشد چشم گریان هم خوشست
*تا که بودیم نبودیم کسی ¤ کشت ما را غم بی همنفسی
تا که خفتیم همه بیدار شدند ¤ تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست ¤ نه در آن موقع که افتاد و شکست
(۰۳۸۷***۰۹۳۵)
*بسکه نادیدنی از مردم عالم دیدم ¤ روشنم گشت که آسایش نابینا چیست!
(۰۹۹۵***۰۹۳۵)
--------------------------------------------------
منتظر پیامهای شما : ۰۹۳۶۶۱۰۳۱۴۴
